ابو القاسم سلطانى
162
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
شناسائى : گياه را به يونانى Sagapanon مىناميدهاند كه به ساغافينون معرب شده است . رازى و ابن بيطار كاملا آنچه كه ذيل اين عنوان در دياسقوريدوس آمده است به نقل از وى ذيل " سكبينج " ذكر مىنمايند كه بنا بر نوشته برهان قاطع معرب " سكبينه " يا " سكوينه " فارسى است . سكبينج معرب سكبينه فارسى است به يونانى ساغافيون و به هندى كندل ( مخزن الادويه ) و به فرنگى " سگاپننوم " ( فروغ ناصرى ) ، ساگاپنوم ( پزشكىنامه ص 123 ) Sagapenum ( شليمر ص 495 ) ، سكبينج Ferula persica Willd ( هوپر 119 ، مايرهوف در شرح اسماء ص 281 ) كه با نام علمى آمده در صدر مطابقت دارد . برخى محققين نظير عيسى بك و Dymock نام علمى سكبينج را Ferula szowitsiana DC دانستهاند كه صحيح به نظر نمىرسد . رجوع شود به كد 2430 همين مجموعه . تاريخچه و موارد مصرف درمانى در طب سنتى : گياه سكبينج بومى ايران است و گمرزين آن از زمانهاى بسيار دور به هند و بابل و يونان راه يافته است كه اسامى آن به زبانهاى باستانى در واژهنامه اين مجموعه آمده است . ديوسكوريد مىنويسد صمغ گياهى است شبيه قنا كه در بلاد ماه ( 1 * ) مىرويد سطح خارجى نوع مرغوب آن صاف و به رنگ قرمز و داخل آن به رنگ سفيد با رايحهاى بين انغوزه ، قنا و تند مزه مىباشد و در موارد درد پهلو ، گسستگى عضله ، سرفه مزمن ، خلط غليظ ريه ، سردرد [ بارد ] ( 2 * ) ، فالج ليتيقوس ( 3 * ) ، تب نوبه [ و تبهاى بلغمى ] گزيدگى حشرات و استنشاق ممزوج آن با سركه در غشى ناشى از هيسترى ، كاتاراكت و تارى چشم موثر است و مانند انغوزه آن را در روغن بادام تلخ ، آب سداب يا نان گرم باز مىكنند ( 4 * ) . ديسقوريدوس گويد . . . . ( 5 * ) ، " بديغورس " آن را ضد نفخ ، تحليلبرنده و " ماسرجويه " آن را خارجكننده صفرا و " حكيم بن حنين " آن را در گل مژه چشم و " ابو جريح " در قولنج و بواسير و " ابن ماسويه " در درد معده ، درد پشت ، درد كمر ، درد قسمت خلفى استخوان لگن ، قولنج و اسهال بلغمى و " فارسى " در سنگ كليه [ و مثانه و با عسل ] در ضعف نيروى جنسى موثر دانستهاند ( رازى : 6 * ) . در لكه سفيد روى قرنيه ، تارى چشم و خوردن حدود 5 گرم يا ماليدن آن در زخم كژدم و مار و جراحتها و درد دندان كرم خورده ( هروى : 7 * ) ، درد كبد ، درد زهدان ، استسقاء ، خنازير ، سفتى و بىحركت شدن مفصل ( 8 * ) ، پلورزى ، تنگنفس ، كرم اسكاريس و كدو و جذب خار از بدن سودمند است ( ابن سينا : 9 * ) . براى مزاجهاى سرد و بيمارىهاى سرد بسيار خوب ولى براى گرممزاجان بىاندازه زيانبخش است ( انصارى : 10 * ) . در آسم ، نقرس ، سياتيك ، بندآمدگى خون قاعدگى ( حكيم مومن : 11 * ) و استنشاق آن جهت سردرد و صرع سردمزاج مناسب و داروى درد مفاصل و بيمارىهاى اعصاب است . طبيعت آن در سوم گرم و خشك است . حرارت غريزى را بالا مىبرد ، مضر گرده و مثانه و مصلح آن كتيرا است . مقدار خوراك آن تا 5 / 3 گرم و مشابه آن در اثر بارزد و 5 / 0 گرم آن از زيان ادويه مسهله جلوگيرى مىنمايد ( عقيلى خراسانى : 12 * ) .